دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

55

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

امّا حتى اين اتحاد طولانى و وابستگى هردو به هم نيز و تجارب مشتركشان در رويارويى با خطر ، اسارت ، شكست و پيروزى نهايى ، مانع از آن شد كه اين دو رودرروى هم قرار نگيرند و رقيب هم از آب درنيايند . سرانجام تيمور در بلخ پناه گرفت و آنجا را فتح كرد . او با اينكه به امير حسين امان داد و از قتل او گذشت ، ولى با اشاره او يكى از شاهزادگان محلى به انتقام قتل برادرش كه به دست امير حسين حدود ده سال پيش به وقوع پيوسته بود ، او را به قتل رسانيد . لذا حكومت ماوراء النهر در دستهاى تيمور قرار گرفت . او در اين ايام با سراى ملك خاتون از خواتين حرمسراى امير حسين ازدواج كرد . اين زن يكى از دختران غازان ، خان چغتاى بود كه تا سال 747 / 1346 حكومت كرد و با اين ازدواج بود كه تيمور لقب گوركان به خود بست ( يعنى داماد يكى از اعضاى خاندان چنگيز خان ) « 1 » . وقايع مذكور دگرگونى اجتماعى عظيمى در ماوراء النهر ايجاد كرد و جمعيت آن را تغيير داد . پاره‌اى از اين دگرگونى در نتيجه خلع يد سياسى از خانان مغول و وابستگان آنان و قدرتگيرى اميران قراوناس بود كه داراى پيروان خاص خود بودند . بديهى است كه امير حسين موقعيت اجتماعى و امتيازات و دارايى شمارى از اميران و مالكانى را كه به تيمور پناه برده بودند ، اخذ و مصادره كرده بود . نتايج اجتماعى اين وضع بخصوص در مورد سربداران سمرقند كاملا روشن و آشكار شد . سربداران سمرقند شهر را از حملات مغولان نجات دادند ، ولى شهر بعدها به وسيله امير حسين - كه از دست مغولان به تيمور پناه برده و تيمور نيز او را نجات داده بود به ويرانه بدل شد . عامل مهم ديگر ، تحول و تبديل حيات خانه بدوشى به زندگى يكجانشينى بود . شاهدى بر اين مدعا باروبندى و مستحكم كردن شهر بلخ از سوى امير حسين بود كه به رغم هشدارها و تهديدات تيمور صورت گرفت . اين كار در نظر خانه بدوشان به منزلهء جرمى نابخشودنى بود ؛ چون آنان به اين اصل معتقد بودند كه هرگز نبايد در يك جا تخته قاپو شد ، بلكه مدام بايد در پى كوچهاى جديد بود . امّا انگيزه تن دردادن به اقامت هميشگى در يك شهر عمده اگر نه به‌عنوان روش كاملى از زندگى يكجانشينى ، به قدرى قوى بود كه حتى تيمور نيز تسليم آن شد . او به محض اينكه رقيبان خود را از سر راه برداشت ، به تحكيم پايتخت خود - سمرقند - پرداخت و آن را از نظر معمارى توسعه داد .

--> ( 1 ) - در مورد سندى از سال 804 / 1401 كه اين مسأله را ثبت كرده ، نگاه كنيد به : فكته Einfuhrung , ( Fekete ) ، صص 5 - 71 و جدولهاى 6 - 3 .